پست دویست و بیست و هفتم

من هنوز اینجام! کنجدی زده به بیخیالی و خبری از اومدنش نیست! یه هفته س دیگه سر کار نمیرم به خیال اینکه هر روز ممکنه وقتش باشه، اما نه! پسرم قصد اومدن نداره. ظاهرا از همین حالا میدونه این بیرون خبری نیست...

چقد چشم کشیدم و می کشم تا بیست و سوم که تاریخ تخمینی سونو بود برسه، اونوقت چند شب پیش ماما بعد از معاینه شکمی گفت زودتر از بیست و ششم منتظر نباش! خلاصه سر کارم ناجور.

 

پ  ن 1: انتظار خیلی سخته، برام دعا کنید لطفا...

پ ن 2: پرژین! دیگه نمی نویسی؟؟ چرا آخه؟؟؟

/ 15 نظر / 63 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهراذین

عزییزم... روزای سخت، شیرین و کشداریه، قبول دارم‌ امیدوارم بارتو به سلامت زمین بذاری. مواظب خودت و کنجدی باش، نوار قلب رو سعی کن هرروز بگیری. پسربچه ها نازنازی و کم طاقتن، هوا هم خیلی گرمه ، خلاصه خیلی هوای خودت و کنجد ما رو داشته باش. برات دعا میکنم دوست خوبم.

فاطمه

وقتی مامان مهربونه نی نی هم مهربوووووونه [قلب]

مضراب

عزیز اگر از شیاف یا آمپول های ضد سقط استفاده کردی اول بارداری مواظب باش چون اینجور مادرها درد زایمان نمیاد سراغشون و اغلب سزارینی می شن:)

پرژين

اى جانم اميدوارم بالاخره كنجد راضى شده باشه به اومدن اومدنش مبارك بلاگفا از دسترس خارج شده و نميشت نوشت سرندى جان

نیلوفر

خبری از اومدن نی نی نشد سرندی جونم عایا؟

مضراب

معمولاً این شیاف های رو برای لکه بینی اوایل بارداری و جلوگیری از سقط تجویز می کنن. چون جفت رو محکم می کنه :) آبجی هم استفاده می کرد. می خواست زایمان طبیعی داشته باشه موعد زایمانش شده بود اما از درد زایمان خبری نبود. دکترش نهایتاً نامه بستری داد و رفتیم بیمارستان دو روز بیمارستان بود اینقدر سرم و آمپول فشار زدن که صورتش عین توپ شده بود. از یه طرف از درد خبری نبود از یه طرف آبجی می ترسید بچه طوریش بشه و گریه و زاری می کرد تو بیمارستان.. نهایتاً دیدن کیسه آب نشتی داره ترسیدن بچه به خشکی بیفته سزارینش کردن:)

نیلوفر

فکر کنم نی نی ما پا به این کره ی خاکی گذاشته ها...اره مامان سرندی عایا

انوش

یا خدا !بچه!مبارک باشه.... اِ شما تا اونجایی که یادمه مجرد بودی که! نینیت خردادی میشه عایا؟! خردادیا خیلی باحالن ....من خردادیم[شوخی]

هلویی با شکل لولو

کنجدقشنگتون بالاخره اود؟! من همون قارقاری سابقم که بلاگفا خوردش[نیشخند]