پست دویست و بیست و یکم

دیدین بعضیا میان سیر میخورن که حالشون خوب شه، اما دیگه به این کاری ندارن که حال بقیه رو بد می کنن؟ من دیدم. اصن یه نمونه ی گل درشتش رو داریم تو محل کار. زبانم قاصره از حالی که بعد از درافشانی های ایشون به من و بقیه همکارام دست میده خنثی

 

امروز آخرین روز ماه پنجمم هست. خدایا ازت ممنونم که تو این پنج ماه همراه من و کنجدم بودی. لطفا بعد از این هم تنهامون نذار. میدونم که فقط یک نگاه تو کافیه که همه چیز تو مسیر درستش قرار بگیره، اون نگاه رو ازم دریغ نکن...

 

پ ن: خرید سیسمونی خیلی لذت بخشه، حتی لذت بخش تر از خرید جهیزیه!

/ 5 نظر / 33 بازدید
سامورایی

ای جان! چه زود پنج ماه شد... داریم به تولد یه عشق کوچولو نزدیک میشیم [قلب] راجب اون سیرخورده هم حرفی ندارم [سبز]

پرژين

به اونى كه سير مى خوره تذكر بديد.ما به كسى كه سير مى خوره اجازه ورود به اتاق رو نمى ديم خريد سيسمونىت هم شاد و مبارك

جوراب پاره و انگشت آزاد

[بغل][بغل]برای کنجدی

قارقاری

نازیییییییییییییییی جیگر گل پسرو بریم ، هر روز بهش بگو برا من دعا کنه تو اون جای نرم و گرمش[قلب]

نارنجی

سرندی جون واقعا شرمنده که من نبودم یه مدت. دانشگاه که شروع شد یدفه یه کوهی از کتاب خراب شد رو سرم. انتظار همچین حجمی رو نداشتم اصن. اومدم برای تجدید بیعت. [لبخند] گفتم که مارا به بی‌وفایی و باقی حرف‌ها متهم نکنی... [چشمک] برای کنجد کوچولو هم همون اول به آنی تبریکشو گفتم. امیدوارم رسونده باشه بهت [لبخند] خوشحالم که خوشحالی... [لبخند]